سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )
45
كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )
حكومت علويان شيعى بيم داشتند و به شدّت با آن مخالف بودند . بنا بر اين بايد براى دريافت چگونگى سياسى - كلامى آن دوره ، ابتدا شرايط آن مقطع و دگرديسى كلامى - سياسى تاريخى تشيع را دريافت و سپس بايد دانست كه منظور از روايات راديكال و يا اخبار ارجاف چيست و آنگاه موضع ابن غضائرى و جناح او را فهميد . منظور از دگرديسى تشيّع ، عدول از مواضع دورهء حضور و تلاش براى بر طرف كردن تنش سياسى تاريخى ميان تشيّع و خلافت غصب است . چنين اقدامى لازمهء به رسميت شناخته شدن تشيّع اماميه به عنوان يك مذهب در كنار مذاهب رسمى ديگر بود ، چرا كه مواضع و شعائر دورهء حضور نه تنها به رسميّت مذهب نمىانجاميد بلكه براى رهبران اماميّه و جوامع شيعى خطرناك بود و تشيّع بايد همچنان به عنوان يك اقليت تحت تعقيب و ممنوع و محكوم باقى مىماند و حقّ حيات نداشت . مواضع و شعائر دورهء حضور كاملا عقيدتى - سياسى بود ؛ يعنى از همان آغاز كودتا ، خلافت غصب را به رسميّت نمىشناخت و رژيمهاى حاصله از آن را نمىپذيرفت و محكوم مىكرد و در تمام دورهء حضور با آن در ستيز بود . قيامهاى شيعى با اشارت و اجازت و رضايت امامان معصوم آغاز مىشد ، استراتژى دورهء حضور تلاش براى تغيير وضع موجود بود ، سرنوشت امامان شهادت بود ، و به لحاظ عقيدتى هماره كيفيت و كميت ميراث وحى و سنّت نبوى از سوى شيعه زير سؤال بود ، شعار استراتژيك كلامى سياسى شيعه كه اشهد انّ عليّا ولى اللَّه باشد هماره خلافت و مذاهب وابسته را رنج مىداد و غير قابل تحمل بود ، امامان تنها راهبر معصوم اصلح و اعلم و افضل امت اسلامى بودند و از دانش و فضيلت غير قابل تصور و قبولى براى سنيان برخوردار بودند و كسى جز آنان صلاحيت امامت و خلافت اسلامى را نداشت ، در فلسفهء سياسى شيعه اصل ، هماره تحقق آزادى و عدالت و برابرى بود ، شيعه هيچ يك از شعائر و مراسم و مذاهب و احكام خلافت و ايدئولوژى آن را به رسميّت نمىشناخت و هر چه منسوب به خلافت بود بىاعتبار و نامشروع و باطل بود ، در باور شيعهء دورهء حضور ، پيامبر اسلام و همهء يازده امام معصوم به